خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
18
أخلاق الأشراف ( فارسى )
مىخورد و خود عبيد در چندين جا ابياتى با ذكر نام نظامى از او تضمين كرده است « 1 » . امّا بر خلاف مثنوى عراقى ، عشّاقنامهء عبيد اشتياق عاشقانه دنيوى را بيان مىكند و اگرچه در پايان از عرفان و رندى و بىنام و ننگى ستايش مىكند ، زبان حال عاشقان امروزى را بيشتر به ياد مىآورد . اين مثنوى با اينكه در نهايت لطف و عفاف سروده شده ولى از ابياتى از اين دست نيز خالى نيست كه مىگويد : تَردّد در ميان خلق كم كن * چو مردان روى بر ديوار غم كن مجرّد باش و بر ريش جهان خند * ز مردم بگسل و بر مردمان خند مكُن زن هر زمان جنگى ميفروز * ز بهرِ شهوتى ننگى ميندوز . . . اين مثنوى به بحر هزج مسدّس مقصور و محذوف ( « مفاعيلن مفاعيلن مفاعيل » ) سروده شده و 640 بيت دارد . - فالنامهء بروج . رسالهء مختصرى است در گرفتن فال و تعيين طالع از روى بروج . اين كتاب به نثر نوشته شده ولى در پايان هر فالى يك رباعى نيز آمده است . در اين رساله ، عبيد به سبك انتقادى و طنزآميز خود كتابهاى فالگيرى و احكام و طوالع را به استهزاء ياد كرده و معتقدان و مؤلّفان آنها را ريشخند كرده است . در بيشتر نسخههاى قديم فالهاى هر برج به صورت آن برج آمده است . اين رساله تا كنون چاپ نشده است . - فالنامهء وحوش و طيور . عبيد اين رساله را در بيان اين مطلب پرداخته است كه اگر هر يك از طيور و وحوش را بفال گيرند علامت آن چه باشد . اين رساله 60 رباعى در بردارد و هر رباعى نمايندهء تعبير فال هر يك از پرندگان و ددانى است كه عبيد آنها را در اين فالنامه ياد كرده است . فالنامهء مذكور نيز مانند « فالنامهء بروج » در نسخههاى قديم مصوّر است و تاكنون چاپ نشده است ، و اگر عمرى باشد نگارنده آن را نيز جزو آثار عبيد منتشر خواهد ساخت : ان شاء اللّه . - مثنوى سنگتراش . مثنوى نسبة ضعيفى است در 86 بيت ، كه به سبك مثنوى مولانا جلال الدّين بلخى ( درگذشته 762 ه . ق . ) سروده شده است . و در بسيارى از
--> ( 1 ) . چه خوش مىگويد اين معنى نظامى * به رغبت بشنو اى جانِ گرامى .